تبليغاتX
Carmen - سالی که نو کردم
قصه ی من، قصه ی تو

صد سال به این سالا؟ بعید میدونم ایشالاه صدبار به از این سالها.

نوروز عجیبی داشتم امسال. متفاوت!  امسال برخلاف همیشه:

هفت سین نذاشتم چون داشتیم میرفتیم مسافرت، اگر چه هر سال می رفتیم مسافرت و هر سال میذاشتم هفت سینو!

شاد نبودم چون تحولات بزرگی ذهن و روح منو مشغول کردن

سال تحویل بیدار نشدم یعنی پا نشدم فقط چشامو بازکردم و به خودم و زندگیم فکر کردم، البته کسی هم تو خونه ما پانشد چون سردسته ی این کارا منم که قربونش برم امسال...

***

آره کارمن توی همین دم عیدی خیلی عوض شد خیلی ماجراها از سر گذروند خیلی ستونهای ذهنشو خرد کرد و ستونی جاشون نساخت بی هراس از اینکه سقفی بر سرش بریزه، ریخت هم چه باک مگه همیشه توی آوار روزگار خودشو نتکوند و دوباره برنخاست؟

خلاصه امسال بعد سالها هرس کردم خودمو خیلی از شاخه های خشک و تر و نیمه خشکیده ذهنو چیدم و ریختم دور امسال واقعا خودم نو شدم ولی اینو جشن نمیگیرم فرصتشو ندارم جریانی که توش خودمو نو کردم تلخ و هولناک بود من هنوز دارم واحداشو پاس میکنم فعلا وقت نو کردن لباس و چهره ندارم به چی بیاویزم زیبایی را؟ شاخه ها رو از دم هرس کردم کاش جرات میکردم تنه رو هم قطع میکردم و از گوشه ش گیاهکی میشدم سر در میاوردم به دنیا.  جراتشو نداشتم؟  بهش فکر نکردم شاید دلیلی غیر از این هم باشه برای اینکه دوباره از گیاهک شروع نکردم.

آنک کارمن است که می نویسد بی آنکه بداند برای فردا چه خواهد نوشت از همه ی آنچه می اندیشد.

کارمن را جدی نگیرید!  فقط اساسی با افکارش حال کنید بهم بریزید و بهم بریزیدش! طوفانی ست احوالش صد رحمت به کاترینا که غمخواری و کمکهای جنسی و غیر جنسی داشت ما در هم شکستیم و لبخند زدیم زار زدیم و عشق ورزیدیم له شدیم و استواری نمایاندیم ترک داشتیم و صاف صوف جلوه کردیم و باز هم باید بکنیم کسی اینجا تاب نقصان ما را ندارد.

کارمن دیگر شده، نپرسید چه شده که خود هم نمیداند

***

نتیجه اخلاقی: عزت شما زیاد!

+  شنبه 11 فروردین1386ساعت 1:18 AM   کارمن  |